
برای نفوذ در یک جامعه، استحاله و براندازی یک حاکمیت
بهترین راه استفاده از شکافها و اختلافات موجود در بین ارکان آن جامعه است. با
افزایش این فواصل و ایجاد اختلافات جدیدتر، جامعه سرنوشتی جز شکست و تسلیم در
برابر مهاجم نخواهد داشت. باید دانست ابتکار عمل در اختیار مهاجم است، از جمله
دشمن سعی میکند با استفاده از شکافهای اجتماعی در جامعه سبب ایجاد آفتهای
خطرناکی چون چند رایی، دو یا چند قطبی شدن جامعه، ایجاد اختلاف و ... شود. در این
شرایط وظیفه اساسی جامعه هدف، هوشیاری و دفاع متقابل است؛ یعنی طرح ریزی یک ساز و
کار مستحکم با از بین بردن شکافها و اختلافها و ایجاد سدی مستحکم و مقاوم در
برابر حیلهها و نفوذ بیگانه.
شعار مقدس وحدت یعنی تکیه بر مشترکات موجود در بین طیفها
و اقشار مختلف که پشتوانهای برای امنیت و خنثی سازی ترفندهای دشمن.است.
اما در تعریف وحدت نباید دچار اشتباه شد و آن را یکی بودن تمام آرا و اندیشهها
دانست؛ چرا که تضارب آرا اگر منطقی و صحیح باشد، سبب پیشرفت در جامعه و ارتقا سطح
بینش آحاد ملت می شود، ولی مهم این است که اختلاف سلیقهها منجر به نزاع و درگیری
نگردد، زیرا این درگیریها سبب برپایی غبار فتنه و باز شدن مسیر برای نفوذ دشمن و
موجب فشل و شکست میشود. خداوند در قران کریم ما را از نزاع و درگیری نهی کرده و
میفرماید ((و لاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُواْ
إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ)) انفال / آیه ٤٦.
نکته حائز اهمیت دیگر اصولی بودن اتحاد است. هر امت و
جامعهای دارای اصول و عقاید بنیادی است. هرکس و هر تفکر که به این اصول پایبند
باشد در دایره وحدت آن جامعه جای میگیرد. اتحاد بر مبنای اصول همان اتحاد بر پایه
منطق و عقلانیت است. بنابراین وحدت و التزام عملی و نظری به این اصول با هم رابطه
مستقیم دارند؛ هرچه افراد و گروهها به اصول جامعه مقیدتر باشند، وحدت بین آنها
بیشتر است، چون مشترکات بیشتری را دارا هستند.
اما زمینههای وحدت در جمهوری اسلامی ایران کدامند؟ وحدت
باید در عرصههای زیر برقرار شود تا از نفوذ دشمن و استحاله جمهوری اسلامی جلوگیری
به عمل آید:
·
وحدت
نظری و عملی بین دو مفهوم انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی
·
وحدت
بین آحاد ملت
·
وحدت
میان مسئولین و کارگزاران نظام اسلامی
·
وحدت
بین مردم و مسئولین
·
وحدت
بین مذاهب و ادیان
·
وحدت
بین حوزه و دانشگاه
در زیر به توضیح هر یک از موارد فوق میپردازیم:
- مهمترین راه ماندگاری و ابتر نماندن یک
جنبش که منجر به انقلاب شده حفظ روحیه انقلابی و پایبندی به آرمانها و خواستههایی
است که ملت برای آنها انقلاب کرده است. هر چه نظام بعد از انقلاب از آرمانها و
توقعات مردم فاصله بگیرد به انقلابی دیگر و یا سرنگونی توسط بیگانگان به دلیل
کاسته شدن از مشروعیت و مقبولیتش نزدیکتر میشود. در این میان یکی از مهمترین
اهداف دشمن از نفوذ در جامعه ایران اسلامی، تحقق این جدایی، بین دو مفهوم انقلاب
اسلامی و جمهوری اسلامی است. پس مهمترین راه، وحدت بین این دو مفهوم است تا جمهوری
اسلامی متفاوت از انقلاب اسلامی نباشد وگرنه سرنوشت سایر انقلابها و نهضتهای
شکست خورده در انتظار آن خواهد بود.
- آنگاه که گروههای مختلف مردمی با هم
متحد باشند دشمن از هجوم و نفوذ ناامید میشود زیرا جامعهای را هدف قرار داده که
دست در دست هم داده و جدایی پذیر نیستند، این جامعه راههای اصلی نفوذ را با
بحرانی نکردن اختلاف سلیقه های خود در زمینه های مختلف بسته است. وقتی مردم متحد
باشند جریانهای انحرافی هم نمیتوانند مسیر آنها را تغییر دهند. آنوقت است که مصداق
بارز امت واحده در آن جامعه تجلی میابد.
در جمهوری اسلامی آنچه موجب وحدت میشود ریسمان نجات الهی
است و باید بنابر ایه ((وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ
تَفَرَّقُواْ./ ال عمران ایه ١٠٣)) راه
های نفوذ را سد کرد.
- مسئولین
و نخبگان هر جامعه الگو های آن جامعه اند و خوب است بدانیم این قول واقعیت است که
الناس علی دین ملوکهم، و مسئولین هر چه باهم متحد باشند وبینشان اختلاف نباشد
اتحاد بین ملت را تضمین کرده اند، اما در غیر اینصورت اگر دو و یا چند طیف شوند در
نتیجه هر کدام هم طرفدارانی داشته باشند سبب چند دستگی جامعه می شوند. چپی و
راستی، بنیاد گرا و تجدید نظر طلب، اصول گرا و اصلاح طلب هیچ کدام نباید جامعه را
دو قطبی کنند چرا که این اتفاق به منزله سم مهلکی است برای جامعه و امت اسلامی و
باید دانست که جامعه هم نیاز به پایبندی
بر اصول دارد و هم نیاز به اصلاح. در ضمن نباید این تعاریف موجب سو استفاده برخی
شود و به بهانه اصلاح و بازنگری اصول را زیر پا بگذارند. و یاداور میشوم که اتحاد
منطقی آن است که در آن اتکا بر مشترکات و پایبندی به اصول می شود.
- آن
جامعه که مردم و دولت در آن هر یک ندایی متفاوت براورند محکوم به شکست است چرا که
دولت آمده است تا نیاز های جامعه را برطرف کند بنابراین دولت بماهی دولت( state) باید
تجلی گر صدای ملت باشد و این را هم باید دانست سیاست های اجرایی نباید فقط
براورنده ی نیازهای حامیان دولت باشد بلکه باید دربگیرنده تمام نیازهای یک ملت
باشد چه مخالف و چه موافق. نمی شود ملت دم از آرمان ها و ارزش ها بزند و دولت دم
از ناکارامد بودن آرمان ها و محال بودن
آنها. اینجاست که می فهمیم همزبانی دولت و ملت یعنی چه .
- دیگر
نقطه اختلاف در جمهوری اسلامی اختلاف بین مذاهب و ادیان است مخصوصا شیعه وسنی. این
اختلاف امروزه راه باز کن دشمن میشود و با ایجاد نزاع مذهب علیه مذهب در جامعه راه
نفوذ و حتی جنگ داخلی را فراهم کرده ایم از این رو است که امروز می بینیم بر
اختلاف بین مذاهب دامن زده میشود و این کار
را تسنن امریکایی و تشیع انگلیسی بر عهده دارند. این تفکرات متحجرانه باید
کنار گذاشته شود و جایش را به هم زیستی بر مبنای اشتراکات بدهد. بازهم متذکر میشوم
این اتحاد به معنای دست بر داشتن از عقاید اصلی نیست و منظور این نیست که شیعه سنی
شود و سنی شیعه بلکه منظور این است که اختلاف در مذاهب موجب نزاع و درگیری نباید باشد.
- حوزه
و دانشگاه دو نهاد علمی مهم در جمهوری اسلامی است که مهم ترین وظایف را برعهده
دارند از جمله تربیت نخبگان و مدیران در طراز جمهوری اسلامی و کادر سازی نظام
اسلامی مان. هر چه بین تعلیمات اسلامی و
مفاهیم دانشگاهی فاصله باشد جامعه علمی ما سکولاریزه شده و دانشگاه یک ساز می زند
و حوزه نوایی دیگر را می سراید. این یعنی اختلاف در بین نخبگان و هرچه این دو نهاد
به هم نزدیک تر باشند جامعه از گزند اسیب های حاصل از نفوذ در امان خواهد بود. با
ترویج علوم انسانی اسلامی و تولید علم در قواره و تمدن اسلامی ایرانی جامعه از
هجوم ها در امان می ماند.
در پایان باید گفت که اهمیت وحدت برایمان باید روشن شده
باشد و بدانیم چرا هر حنجره ای که ندای وحدت و همبستگی براورد عملی الهی انجام می
دهد و هر هنجره و یا قلمی که ساز اختلاف را کوک کند متعلق به شیطان است.
وحدت ضامن دوام و عمر یک جامعه است بنا بر این سد مستحکم
در برابر نفوذ را باید بسازیم و خلا های موجود را با جایگزین های مناسب پر کنیم تا
از این امتحان سربلند بیرون آییم و دشمن نتواند به آنچه میخواهد یعنی استحاله و بر
اندازی جمهوری اسلامی برسد.